تبليغاتX
عاشقانه
عاشقانه
عشقهای خیابانی
زندگی مواجهه ابدی انسان است با انتخاب ...

به نظر می رسد که هر انتخاب مثل خطی است که بر صفحه ی سفید هستی خود می کشیم .

بسیاری از آدم ها که انتخاب هایشان خوب نیست در طول زندگی مجموعه ای از خط های کج و کوله و نامفهوم تولید می کنند که هیچ معنای روشنی ندارند.

اما آنها که انتخاب های درستی دارند ؛ رفتارهایشان خطوط متوازن و معناداری را به وجود می آورد ؛

                                چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی .

نقل از کتاب « روی ماه خداوند را ببوس »  اثر :مصطفی مستور

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 5:9 بعد از ظهر | موضوع:
خوش آمدم

سلام بلاخره بعد از یک سال آپ شدم از همه دوستان معذرت میخواهم راستی خذمت سربازیم تموم شد الان هم دانشجو هستم دلم واسه همتون تنگ شده دوستان من.

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 4:58 بعد از ظهر | موضوع:
                            

دنیای ما چو سایه سیه پوش لحظه هاست
                                                                  تابوت عمر ماست که بر دوش لحظه هاست

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 6:14 بعد از ظهر | موضوع:

سلام میخوام کمی با تو حرف بزنم آره با تو تو که داری الان این مطلبو میخونی چندتا سوال از شما میپرسم و یه مثال براتون میزنم

آیا تا حالا عاشق شدی آیا عشقت دوام داشته ؟آیا تا الان فکر کردی که چرا بعضی عشقها دوام دارن ولی بعضی عشقها پایه های

سستی دارن که با یه تلنگر خراب میشن شاید جواب این سوالات رو بدونی ولی بزار یه جمله کوتاه ولی پر معنی بنویسم...

عشق ، چون گل سرخي است پر از برگ و پر از عطر و پر از خار ..

يادمان باشد اگر گل چيديم ،عطر و خار و گل و برگ همه همسايه ديوار به ديوار همند

...

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 11:3 قبل از ظهر | موضوع:
سلام دوستان من

راستش من اعزام شدم به خدمت سربازی و دیگه کمتر بهتون سر میزنم و همینطور کمتر دیگه آپ میکنم.

                               آخ که چقدر خدمت سخته                  

ولی برای همه شما آرزوی موفقییت میکنم .

و امیدوارم لحظات و ساعات خوبی با خانواده داشته باشین و همینطور در کنار فرد مورد علاقتون بتونین عشقی پاک رو تجربه کنید.

همتون رو دوست دارم مخصوصا دوست عزیزم سایه جان که مرتب به من سر میزد و برای من پیغام میگذاشت از همینجا تشکر میکنم.    http://www.golbarg88.blogfa.com

دیگه حرفی ندارم جز آرزوی داشتن عشقی پاک و بی آلایش برای شما دوستان.

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 10:57 بعد از ظهر | موضوع:

عشق حقيقی

عشق نبايد مخاطب داشته باشد . عشقي که سوي ديگري جهت يافته است ، عشق حقيقي نيست .

معشوق بودن را بياموز! بنابراين مسئله اين نيست که مخاطب عشق تو کيست ، مسئله تنها

اين است که ديگران عشق رو در تو بيابند.

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در شنبه بیستم آبان 1385 ساعت 9:54 قبل از ظهر | موضوع:

{یک خاطره} { یک تجربه} {یک نصیحت}

پرتو نور خورشید که از پنجره اتاقم راهی را به درون پیدا کرده بود

صورتم را نوازش میداد و در گوشم میگفت پاشو صبح شده ساعت

حدود 7:00 شده بوداز خواب بیدار شدم و همینطور که روی تختم

دراز کشیده بودم قرق در رویا بودم.................بقیه رو در ادامه مطالب بخون


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در شنبه بیستم آبان 1385 ساعت 9:52 قبل از ظهر | موضوع:

دوستیهای خیابانی مناسب با فرهنگ ما نیست

تازه از سر کاررسیده بودم منزل خیلی خسته بودم بدون اینکه لباسامو

عوض کنم روی مبل نشستم و ظبتو روشن کردم یه آهنگ ملایم گذاشتم

و با کمال استراحت به آهنگ گوش می دادم که مادرم امد و مثل همیشه

غرغر کنان گفت صدای این ظبت رو کم کن منم مثل همیشه بی توجهی

کردم مادرم هم وقتی دید حریف من نمیشه دوباره مثل همیشه رفت

سراغ پدرم و چقلی منو پیش اون کرد پدرم که امد بدون اینکه حرفی بزنه

خاموشش کردم....... وای که آدم سنش زیاد باشه ولی هنوز خونه پدر

و مادرش زندگی کنه خیلی اعصاب خورد کنه من انچنان سنی ندارم تازه

22 سالمه نه میتونم مستقل بشم نه طاقت دارم خونه پدری بمونم نمیدونم

باید چیکار کنم چند باری هم به فکر پیدا کردن همسری خوب افتادم

ولی کو عشقی پاک اگه شما دو تا عاشق واقعی پیدا کردین حتماء به من

خبر بدین این روزها اکثر پسرها و دخترهای مجرد دنبال ازدواج نیستن

بلکه میخوان از خارجیها تقلید کنن و موافق با رابطه بدون بستن عهد و

پیمان زناشویی هستنند نمیدونم جوونای این جامعه تا کجا میخوان پیش

برن ولی من به عنوان کسی که سعی کرده گمراه نشه برای همه جوونا

دعا میکنم تا اونا هم راه خودشون و هدف اززندگی واقعی رو پیدا کنن.

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در شنبه بیستم آبان 1385 ساعت 9:48 قبل از ظهر | موضوع:
غروب

گاهي هنگام تماشاي يک غروب زيبا خود را کاملا تنها مي يابم و مي انديشم که اين

زيبايي اهميت ندارد چون کسي را ندارم تا دراين زيبايي با او سهيم شوم ، در چنين

مواقعي بايد بپرسيم چند بار نثار کردن عشقمان را از ماخواسته اند وما امتناع کرده

ايم ؟ چند بار از نزديک شدن به کسي وگفتن اينکه دوستش داريم ترسيده ايم ...؟ اگر

غروب ديگر براي شما معنايي ندارد فروتن باشيد و به جستجوي عشق برخيزيد بدانيد که

همچون بقيه ي برکت هاي روحاني هرچه بيشتر حاضر به بخشش باشيد بيشتر دريافت مي کنيد

پیدا نکردن عشقی زلال برای من یه رویاست

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 11:41 قبل از ظهر | موضوع:
من چقدر تنها هستم
       

با تشکر از علی جون این عکس مربوط به وبلاگ اونه       

 

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت 8:12 بعد از ظهر | موضوع:
نتایج نظرسنجی

سلام دوستان گلم

از روزی که نظرسنجی گذاشتم تا الان به نتایجش سر نزده بودم

ولی امروز که نتایج نظرسنجیرو دیدم تعجب کردم آخه 96 تا رای

به گزینه آخری داده بودن و تعجبم اینجا بود که گزینهای دیگه حتی یک

رای هم نداشت

به راستی که عشقهای خیابانی پوچ وبی ارزش است به نظر من

پسرها زمانی به اوج احساسات عاشقانه میرسن که ازدواج کنند

و اون موقع است که تمام احساسشون مطعلق به همسرشون میشه

ولی در زمان تجرد فقط برای رفع امیال جنسی به فکر دوستی با جنس مخالف می افتند

(بجزء بعضی ها)

هر گونه احساسی هم ظاهر سازی است

ولی بر عکس دخترها اگر دوست پسری داشته باشن تمام احساساتشون رو برای طرف مقابل

به هدر میدن و بی منطق عاشق کسی میشوند که فقط ظاهر سازی میکنه

تا خیانتی هم از پسر می بینند دلشون میشکنه و ناراحت و گوشه گیر میشن

من با این روابط مخالف نیستم ولی در حد کنترل شده فقط برای رفع نیازهای عاطفانه دختر وپسر

که هردوهم حدود خودشون را بدونن

_____________________________

متن خصوصی برای دخترها

مقام و منظلت شما دخترها بالا تر از این حرفهاست

ولی یه خواهش از شما دارم اونم اینکه با هر نگاه پسری حول نشین

و اگه به شما سلام کرد زود جواب سلامشو ندین

یا اگه از پسری خوشتون امد در ملاقات اول زیرکانه آمار زندگیشو بگیرن

و بفهمید هدفش از دوستی با شما چی بوده

و یه چیز مهم دیگه این که زود باور نباشید وبه ظاهر توجه نکنید

_____________________________

متن خصوصی برای پسرها

من خودم پسر هستم ولی از شما پسرها خواهش میکنم

اینقدر دخترهارو اذیت نکنید وقتی دختری زدین تو تور لااقل تا زمانی

که باهاش بودین فکر دختر دیگه ای نباشید

البته میدونم شاید براتون سخت باشه ولی تا انجا که میشه سعی کنید دل کسی رو نشکونید

_____________________________

ببخشید که با حرفهام خستتون کردم ولی به نظرم لازم امد

خوب لطف کنید نظر یادتون نره تا بدونم من درست میگم یانه

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ساعت 3:4 بعد از ظهر | موضوع:
                   

                                      یادمون باشه هیچ وقت زود تصمیم نگیریم             

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ساعت 0:54 قبل از ظهر | موضوع:
عشق جاوید
                    عشق تا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                                    

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 ساعت 8:28 بعد از ظهر | موضوع:
پاییز آمد
پاییز شد

باز هم مهر آمد

فصلی که دوستش دارم

ماهی که من عاشقش هستم

پاییز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گریه دل است

تولد مهر مبارک

 پاییز

نوشته شده توسط مجتبی (عشقهای خیابانی) در جمعه بیست و یکم مهر 1385 ساعت 11:53 بعد از ظهر | موضوع: